گاسپار دروويل ( مترجم : منوچهر اعتماد مقدم )
34
سفر در ايران ( فارسى )
كورههاى مزبور تا اين تاريخ سر نگرفته است . بدون شك به نظر عجيب مىآيد كه در كشورى كه سنگآهنش از 85 تا 90 درصد آهن خالص دارد ، از مهمات ساخته شده از مس ، كه علاوه بر ارزش فوق العاده اثرى خيلى كمتر از آهن دارد ، استفاده نمايند . گلولهى توپ 12 پوس « 8 » و خمپارههاى 6 پوس ( بزرگترين كاليبرى كه ايران دارا است ) هريك 50 فرانك ارزش دارند . ساچمهى توپ را هم به جاى آهن از سرب مىريزند كه به دليل سنگينى و نرمى اين فلز قابليت اصلى آنكه كمانه كردن باشد ، از آن سلب مىگردد . باروت هم به مقادير بالنسبه كم و به طريق بسيار خطرناك تهيه مىشود . من بارها به چشم خود ديدهام كه مواد تركيبكنندهى آن را در وسط كوچه مىكوبند . اين عمل را در يك خيش چوبى كه به شكل هاون گود كردهاند با يك دستهى هاون كه براى اين كه سنگينتر شود در وسط آن سرب مذاب ريختهاند انجام مىدهند . اشخاصى كه به اين كار گماشته مىشوند ، بدون دغدغهى خاطر و فكر اينكه جرقهاى از چپق رهگذرى مىتواند آنها و آنچه آنها را احاطه كرده يك جا نابود سازد ، به كار خود ادامه مىدهند . بايد متذكر شوم كه در اين دوران ايرانيها تعداد زيادى اسير نزد روسها داشتند كه همگى كاركشته و جنگ ديده بودند . اين سربازان براى برقرارى و تقويت سيستم انضباط قشون نوبنياد بسيار باارزش بودند . متاركهى جنگ اسيران را بدون آنكه مبادلهاى در بين باشد به ايران بازمىگرداند زيرا ايرانيها قبل از اينكه رسوم نظامى اروپايى را اختيار كرده باشند عادت به اسير گرفتن نداشتند « 9 » . اين
--> ( 8 ) - مقياس سابق طول . - م . ( 9 ) - هنگام انعقاد صلح عدهى معدودى از اسيران روسى در دست ايرانيها بودند كه بنا به استدعاى افسران انگليسى كه آن موقع در ايران بودند و به موجب فرمان شاه به آنها آسيبى رسانده نشد . سابق بر اين آنها را سر مىزدند و براى هرسر يك سكهى طلا جايزه مىگرفتند . اما هنگام تسخير قلعهى سلتامبوت ( Soltambot ) توسط ايرانيها در ماه مارس 1812 بين سرهايى كه براى دريافت جايزه ارائه مىدادند سر يك گروهبان انگليسى شناخته شد . اين موضوع آنها را واداشت كه استدعاى صدور اين فرمان را بنمايند كه هنوز هم اجرا مىگردد .